site de rencontre gratuit le plus efficace With the help of a social activist, I went to an deserted industrial shed in Mobarak Abad region in Tehran; An industrial shed where three Baluch families from Pakistan with their 16 children live in and it does not provide any health and welfare facilities.

best free dating sites russian Deliberating their living space, I felt that I should remotely observe this period of time. A time when I could see the children’s hope through their eyes. However, intellectual barriers resulted from the parents’ religious and traditional superstitions and the external barriers that they have built around themselves, brought about a quiescent story of their lives, focusing on children.

best site These immigrants say due to successive droughts in the Baluchistan region, extreme poverty and ethnic and tribal conflicts, they were exposed to unbearable dangers and eventually they chose to live in Iran as a safe place. Their children are born as immigrants. They see lack of identity and illiteracy inseparable from themselves and accept gathering waste as a part of their lives and only parents decide for their marriages. They are aware that they have no choice for the future and they are abandoned like tree leaves on stagnant water who have no use neither for themselves nor for the society.

millennials dating new york times According to article 5 of Iranian Citizenship Act (Article 976 of Civil Code of Iran), people born in Iran of a father of foreign nationality who have resided at least one year in Iran before reaching the full age of 18, can obtain the Iranian citizenship. However, due to the fear of being accused of “illegal crossing of the border” or ignorance of their rights, the Pakistani immigrants often refuse to go to the courts to seek their right.

binäre optionen falle رها شده

با کمک یک فعال اجتماعی به سوله ای متروکه در منطقه مبارک آباد تهران رفتم؛ سوله ای که سه خانواده بلوچ پاکستانی با 16 کودک در آن زندگی می کنند. سوله ای که هیچگونه امکانات بهداشتی و رفاهی ندارد
با بررسی فضای زندگی آنها احساس کردم باید از دور نظاره گر این برهه از زمان باشم، زمانی که میتوانستم از نزدیک امیدهای بچه ها را در عمق چشمانشان ببینم ولی دیوار خرافات مذهبی و سنتی در افکار والدین و دیوارهای بیرونی که آنها بدور خود کشیده اند باعث شد فقط یک روایت ساکن از زندگی آنها با محوریت کودکان داشته باشم
این مهاجران می گویند با توجه به خشکسالی های پی در پی در منطقه بلوچستان، فقر مفرط و درگیری های قومی و قبیله‌ای در معرض خطرات غیرقابل تحملی قرار داشتند و در نهایت ایران را جایی امن برای زندگی انتخاب کردند. کودکان آنها مهاجر بدنیا می آیند. بی هویتی و بی سوادی را با خود عجین می دانند و قبول می کنند زباله جمع کردن جزو زندگی آنهاست و برای ازدواج تنها والدین برای آنها تصمیم می گیرند.. می دانند انتخابی برای آینده خود ندارند و همچون برگ های درختان در آبی راکد رها می شوند که نه برای خود و نه برای اجتماع بیرون، سودی ندارند
طبق بند 5 قانون شهروندی ایران (بند ۹۷۶ قانون مدنی ایران) تابعیت ایرانی به افراد متولد ایران که پدر آنها غیر ایرانی است و حداقل یک سال قبل از سن ۱۸ سالگی در ایران اقامت داشته‌اند، تعلق میگیرد. اما مهاجران پاکستانی به‌دلیل ترس از “رد مرز” شدن و یا به‌ علت ناآگاهی از حقوق خود معمولا از مراجعه به مراجع دادگستری جهت احقاق حق شان امتناع می ورزند